الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
121
گفتمان مهدويت (فارسى)
در هر حال اين دو غيبت واقع شده است . مسأله اين است كه اصل دو شكل بودن غيبت ، حتّى قبل از وقوع آن ، در اصول و كتابهاى حديث مورد تصريح بوده است و نعمانى و ديگران كه قبل از پايان غيبت صغرى مىزيستهاند ، آن را نقل نمودهاند و اين امر دليل بر مطرح بودن دو شكل از غيبت است . به علاوه با وجود چندين روايت معتبر در اين زمينه ، هيچ كس نمىتواند ادّعا كند كه تعبير غيبت صغرى و كبرى ساختهء صفويان يا غير ايشان باشد . در دورهء غيبت صغرى اگرچه موقعيّت شيعه حساس بوده است ، با اين حال هيچ كس نمىتواند ادّعا كند كه اين همه احاديث كه از ائمهء معصومين عليهم السلام در كتابهايى چون غيبت فضل بن شاذان يا نعمانى و كمال الدين صدوق ؛ روايت شده است . همه مجعول و بعد از وقوع غيبت ساخته شدهاند . اينكه مىبينيم شيعيان شهرها و نقاط مختلف مراجعه به نوّاب مىنمودند ، اينها بدون دليل اين كار را نمىكردند ، حتماً علايم و دلايلى در دست بوده است كه نشان مىداده كه اينها با امام ارتباط دارند . و گرنه محال است كه افرادى مانند على بن بابويه با آن مقام علمى و عظمت فكرى از طريق نوّاب در پى ارتباط با امام عليه السلام برآيد بىآنكه ارتباط آنها برايش مثل روز روشن شده باشد ؛ اين واقعه خود نشان مىدهد كه آنها دليل روشنى بر حقانيّت نواب در دست داشتهاند .